دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
116
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
اعمال نمىشد ، وضع يهوديان و مخصوصا تعداد قابل توجه اقليت يهودى اصفهان ، بسيار نابسامان بود ، براى ورود آنها به دين اسلام از هيچ كارى و از هيچ عملى مضايقه نمىشد . معالوصف به نظر مىرسد كه وجود اقداماتى از اين دست در فضاى عمومى مذهبى دوران عباس دوم در مقايسه با ساير ممالك اسلامى از مسائل حاشيهاى باشد ، چون در اين دوره نهتنها مباحثات مذهبى بين مسلمانان و مسيحيان اجازه داده مىشد ، بلكه بارها اتفاق افتاد كه بين مسيحيان و مسلمانان مباحث مذهبى عميقى درگرفت . با اينكه پايه و اركان اسلامى حيات ملى و عمومى كشور بسيار منسجم و محكم بود ، ولى شواهد متعددى از وجود گرايشهاى تساهل مذهبى وجود داشت و مخصوصا صرفنظر از مواردى كه در بالا ذكر شد ، همه ناظران اروپائى از تسامح و تساهلى صحبت كردهاند كه در زمان شاه عباس دوم و در اين دوره بر ايران حاكم بوده است . مثلا اين نكته را از دخالت شاه در امر قضاوت قضات مسلمان در مورد دعاوى بين مسيحيان و مسلمانان كه به نفع مسلمانان رأى داده شده بود مىتوان دريافت . علاقه و سائقه شاه به هنرهاى زيبا چهره او را بسيار درخشان مىنمايد . ترديدى نيست كه در ميان صفويان سنت ديرينهاى در زمينه گرايشهاى هنرى و احساسى زيبائىشناختى موجود بود ، ولى اين صفات و خصوصيات در عباس دوم كه خود هنرمندى و الا بود ، بيانى به كمال پيدا كرد . نقاشى اين زمان و دلنشينى آن مديون تأثيراتى از اروپا و هند بود . اين امر نهتنها بر اثر ورود روزافزون تصاوير اروپائى و هندى به ايران پديد آمد ، بلكه از تماس شخصى هنرمندان ايرانى با استادان اروپائى و هندى نيز مايه مىگرفت . خود عباس دوم بهترين نمونه و نماينده اين جريان بود . او پس از كسب تجربه در زمينه صنايع دستى در عنفوان جوانى ، بعدها از معلمان نقاشى اروپائى و ايرانى درسها گرفت . دامنهء علائق هنرى شاه به معمارى نيز كشيده شد و در منابع اين دوره گزارشهاى مفصلى درباره بناسازى او در اصفهان موجود است . امّا جز حفاظت و مرمت آثار ، چيزى از بناى مساجدى كه او ساخته باشد ، آنگونه كه نام جد او در اين حيطه مخلد شده است ، دانسته نيست . امّا بالعكس ، دستاوردهاى مهم متعدد ولى در زمينه معمارى غيرمذهبى ، همچون كاروانسراها ، پلها و كاخها پربار بود . اكثر بناهايى كه به ابتكار او ساخته شد بعدها ويران گشت . ليكن امروزه آثارى كه از معمارى اصفهان باقى است حاكى از سليقه عالى هنرى شاه است ، نظير پل چشمنواز پل خواجو بر روى زايندهرود و بالاتر از آن كاخ چهلستون كه با تركيب و تلفيق معمارى و نقاشى درخشش و تابندگى خاصى داشت و به خاندان سلطنتى و جشنهاى شاه جلوه مىبخشيد .